والعصر

سوره نوشت. سوره فلق

جمعه, ۲۵ آذر ۱۴۰۱، ۰۶:۱۴ ب.ظ

بسم رب فلق

روزی روزگاری تیم فوتبالی وجود داشت که با اختلاف بسیار توانسته بود تیم های فوتبال دیگر کشور را شکست دهد و از پس آنها بر اید و تمام این پیروزی ها به واسطه ی مربی نیرومندی بود که توانسته بود تیم را به این موفقیت چشم گیر برساند.در این میان تیم فوتبالی هم وجود داشت که تمام تلاشش را می‌کرد که آنها را شکست دهد و بر آنها چیره شود.

انها در چند بازی از تیم نیرومند شکست خوردند و حذف شدند روزی مدیر عامل باشگاه شکست خورده بر آن شد که میان مربی و بازی کن ها وقفه ایجاد کند و میان آنها شکاف و اختلاف بیاندازد تا با روش تفرقه بیانداز و حکومت کن انهارا شکست دهد.

یکی از بازیکنان تیم قدرتمند را با یک نفر اشنا کرد و و موجب دوستی آندو شد؛بدین وسیله توانست میان او و مربی تفرقه بیاندازد و میانه آندو را شکر آب کرد .

پس از آن بازیکن بازیکنان دیگر هم به هر روشی که شد با مربی به مشکل خوردند و بازی میان دو تیم فرا رسید ؛ بازیکنان از لج با مربی خلاف راهنمایی های او عمل می‌کردند و تیم رو به زوال بود.در این حال گل اول را خوردند.نیمه اول تمام شد.

بازیکنان هنگامی که به رختکن رفتند به بی اعتنایی و توحین به مربی ادامه دادند و مربی از ورزشگاه خارج شد و به خانه رفت .

بازی ۳-۰تمام شد و تیم قدرتمند از هم فرو پاشیده و باخت!

بازیکنان نمی دانستند که رمز موفقیت تیم اتحاد آنان بود و راهنمای موفقیت آنها مربی آنان بود چراکه مربی بر طرف کننده نیاز ها و تصحیح کننده اشتباهات آنان بود .  

 

 

حالا ای خواننده ی عزیز این داستان واقعی است اگر جای مربی را با خداوند تبارک و تعالی و بازی کنان را با ما انسان های مغرور و مخرب و حقیر و عصیان گر جایگزین کنی!

هدف من از نوشتن این داستان این بود که بتوانم به زبان نا توان خود به شما خواننده بزرگوار بگویم که تنها راه رسالت انسان در این دنیا و در اخرت دست به دامن شدن افریدگار سپیده دم است در هنگام بروز شر هایی که از هر مخلوقی برسد ،هرشری که از زنان افسونگری برسد که در گره های زندگی دیگران میدمندو شری که از حسود می‌رسد هنگامی که حسدش را به کار بگیرد.

 

 

با تشکر.             مدد ز غیر تو ننگ است ،یاعلی مدد 

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱/۰۹/۲۵
محمدسبحان سمیع اسکندری

سوره فلق

قرآن

والعصر

نظرات  (۳)

بسم الله الرحمن الرحیم

 

سلام سبحان جان..

متنت رو خوندم ، جالب بود ، خب من میدونم ، توام میدونی و اونا هم میدونن که سوره فقط سوره مشونه بین شدنه... اگر دوباره خواستی سوره فلق بنویسی به این فکز کن که " ما انسان های مغرور و مخرب و حقیر و عصیان گر " چطوری قبل از اینکه تخریب کنیم ، مغرور بشیم ، حقارت پیشه کنیم و در درگاه خدا عصیان کنیم ؛ نشونه های کج روی رو ببینیم و خودمون رو اصلاح کنیم...

 

خیلی دمت گرمه... این وبلاگ باید توی روز قیامت انقدر متن قرانی از تو ، داخلش باشه که ، شهادت بر اهلیتت بده... ادامه بده 

یا علی ع

۲۶ آذر ۰۱ ، ۰۲:۳۰ ابوالفضل رفیعها

بسم الله 

سلام سبحان 

شروع موضوع و انتخاب خیلی عالی بود 

اما طبق نظر برادر عزیزی که نکته مهمی رو گفت سوره سوره نشانه شناسی یا نشانه بین شدنه . 

من اگر بودم اول اینکه داستان رو خوشگل تموم می کردم یعنی حق رو پیروز می کردم . 

یعنی اون بازیکن تیم خوب رو مومن می‌گرفتم و حق . 

یه آدم حواس جمع که حواسش به مربی هست ، حواسش به رفیق ما مربوط هست بعد صحنه رو یه جوری آرایش می کنه که مدیر تیم بی اخلاق به عنوان حاسد اذا حسد بخوره زمین و نیم پر تلاش و هماهنگ بالا بمونه . 

بعد می گفتم انسان نفهم .... اگر در پناه مربی باشه می سه انسان قوی .... 

دمت گرم پسر 

خسته نباشی 

این نظر برای خوشگل تر شدن بود ایراد نبود . 

۲۶ آذر ۰۱ ، ۱۲:۴۱ محمد سبحان

ممنونم از راهنماییتون 

به نکته قابل تاملی اشاره کردید 

تمام تلاشم رو برای متن های بعدی میکنم انشالله اگر توفیقی باشد.🙏

 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی